سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
219
تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )
مشغول طواف خانه خدا بوديم و صداها خاموش و چشمها به خواب رفته بود ، ناگاه شنيدم كه هاتفى با صداى حزين مىگفت : يا من يجيب دعا المضطرّ فى الظّلم * يا كاشف الضرّ و البلوى مع الألم قد نام و فدك حول البيت و انتبهوا * يدعوا و عينك يا قيوم لم تنم هب لى بجودك فضل العفو عن جرمى * يا من اليه اتى الحجّاج فى الحرم إن كان عفوك لا يرجوه ذو سرف * فمن يجود على العاصين بالكرم « 1 » ( 1 ) حسن ( ع ) مىگويد : پدرم فرمود : پسرم آيا صداى كسى را كه براى گناهش ندبه مىكند و از پروردگارش طلب مغفرت مىنمايد ، مىشنوى ، برو او را نزد من بياور مىگويد : رفتم و به او گفتم : پسر عم رسول خدا را درياب ! گفت : به چشم ، اطاعت مىكنم ، سپس آمد و به پدرم سلام داد و پدرم جواب سلام او را داد ، پرسيد اسمت چيست ؟ گفت : منازل بن لاحق ، فرمود : تو از مردم عربى ؟ عرض كرد : آرى ، فرمود : تو را چه شده ؟ و جريان تو چيست ؟ او گريه كرد و گفت : چه باشد داستان كسى كه گناهانش او را به زانو در آورده و عيبهايش او را زمينگير كرده است ! فرمود : شرح حالت را بگو ! ( 2 ) گفت : من جوان بودم و سرگرم لهو و لعب و ساز و نواز ، پدرى داشتم كه مرا بسيار نصيحت مىكرد و مىگفت : پسرم از لغزشهاى جوانى برحذر باش كه خدا را سطوتها و عذابهايى است كه از ستمكاران دور نيست و او هر چه بيشتر به من نصيحت مىكرد من به زدن او ادامه مىدادم تا اين كه روزى به من اصرار كرد و من با كتك او را رنجاندم و او قسم خورد كه به بيت اللّه خواهد آمد و به پردهء كعبه خواهد آويخت و به من نفرين خواهد كرد ؛ به مكه آمد و به پردهء كعبه آويخت ( 3 ) و بر من نفرين كرد و گفت : يا من إليه إلى الحجّاج قد قطعوا * أرض التّهامة من قرب و من بعد إنّى أتيتك يا من لا يخيّب من * يدعوه مبتهلا بالواحد الصّمد
--> ( 1 ) اى كه در تاريكيها دعاى بيچارگان را اجابت مىكنى اى برطرفكنندهء گرفتارى و مصيبت و درد ! مهمانان تو اطراف خانهات خوابيدند و بيدار شدند ؛ تو را مىخوانند در حالى كه اى قيوم چشم تو را خواب نمىبرد . به بخشندگى و كرم زيادت از گناه من درگذر ! اى كه حاجيان در اين حرم به درگاه تو آيند ! اگر گنهكار به گذشت تو اميد نبندد ، پس چه كسى بر گنهكاران از روى كرم مىبخشد ؟ !